X
تبلیغات
رایتل

« شارستان » در شاهنامه

یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393


برید آن سرِ تاجدارش، ز تن؛ / فگندش، چو سرو سهی بر چمن

همه شارستان زاری و ناله گشت؛/ به چشم اندرون ، آب چون ژاله گشت


داستان سیاوش


در داستان سیاوش می خوانیم که پس از بریدن سر سیاوش همه شارستان پر از ناله و زاری می گردد . شارستان در اینجا اشاره به سیاوشگرد دارد شهری که سیاوش بنا کرد بی گمان مقاصد نظامی در آن در نظر گرفته نشده بود همه صلح وآرامش و شادی در آن بود. واژه «شارستان» طبق فرهنگ ولف  بیش از صد بار در شاهنامه به کار رفته است و در متون کهن نیز فراوان دیده می شود پژوهشی خواندنی  در این زمینه از خانم عذرا اسماعیل زاده است که می توانید در دنباله بخوانید.

برگرفته از اینجا 


مقدمه

شاهنامه ی فردوسی از متون مهم فارسی است که در مورد تاریخ اساطیری ایران از آغاز تا پایان دودمان ساسانیان نگاشته شده است. اهمیت شاهنامه فقط در جنبه ی ادبی و شاعرانه ی آن خلاصه نمی شود و پیش از آن که مجموعه ای از داستان های منظوم باشد، سند بسیار دقیق از ایران کهن، با تصویرسازی موشکافانه است که حاوی نکته های بسیار درباره ی تاریخ معماری و شهرسازی ایران است. از جمله پدیده هایی که در شاهنامه با دقت نظر توصیف شده شارستان است.
در این مقاله هدف بررسی پدیدارشناسی شارستان در شاهنامه ی فردوسی است. پدیدارشناسی نوعی توصیف پدیده هایی است که در آگاهی بشر ظهور می کند. این روش به عنوان رویکردی فلسفی برای توصیف پدیدارها به کار می رود که به شهود یا کشف حجاب از معانی ذات می انجامد. در این راستا شاهنامه ی فردوسی در چهار دوره: پیشدادی، کیانی، اشکانی و ساسانی مورد مطالعه قرار گرفته است که شامل بررسی کالبدی فضاهای معماری، نوع و کیفیت مصالح، شناخت معماری شارستان، از دیدگاه فردوسی است. 

 اصطلاح هرمونتیک (2)، پدیدارشناسی (3) یا نمودشناسی را معادل تعبیر فنومنولوژی «Phenomenology» نهاده اند. پدیدارشناسی یا فنومنولوژی، مکتب و روشی است که توسط ادموند هوسرل پایه گذاری شده است. دو نظریه پرداز اصلی این مکتب، ادموند هوسرل (4) و مارتین (5) هایدگر پدیدارشناسی را علم تفسیر و تأویل پدیده ها دانسته اند. از دیدگاه پدیدارشناسی، انسان نمی تواند به شناخت ماهیت اشیا و امور دست یابد و فقط می تواند «نمود» آنها را به صورت «پدیده» درک کند. بنابراین روش پدیدارشناسی نه «قیاسی» است و نه «تجربی»، بلکه نشان دادن و تفسیر یا تأویل کردن چیزی است که به ذهن و وجدان ما داده می شود. اساس پدیدارشناسی، رجوع مستقیم به خود واقعیت است که حاصل آن «شهود یا ادراک مستقیم» است. (اشمیت،1995)

از دیدگاه پدیدارشناسان هر چیزی یک دیده (Phenomenon) است و پدیده سرآغاز راهی است که در طی آن تلاش پدیدارشناس رسیدن به هستی وجودی بی واسطه ی آن پدیده است. شناخت بی واسطه و فارغ از پیش داوری ها و رسیدن به هستی هر پدیده دغدغه ی اصلی این نگرش است. (بیات، 1386، ص 72)

مفهوم مکان از دیدگاه پدیدارشناسانه

مکان مانند هر چیز دیگر برای پدیدارشناسان یک پدیده به حساب می آید که باید درکی بی واسطه از آن به دست آورد. مفهوم مکان، مورد توجه خاص نظریه پردازان پدیدارشناس معمار است و در مقام مقایسه با سایر نگرش ها توجه بیشتری به این موضوع در این نگرش وجود داشته و دارد. پدیدارشناسی مکان بر آن است تا با پی بردن بی واسطه به هستی مکان آن را آن گونه که هست بشناسد تا بتواند دست به خلق مکانی شایسته ی باشیدن هستومندها بزند. در این دیدگاه مکان را نمی توان به یک سری ویژگی های کمی تقلیل داد، بلکه اعتقاد دارد مکان یک مفهوم کلی است که آمیخته با تجارب فردی است و قابل تنزل به پارامترهایی مانند کارکرد و کالبد نمی باشد. (نوالی،1380)
پدیدارشناسی، بر وحدت زندگی و مکان تأکید دارد. چنانچه به زعم شولتز، مکان را نمی توان به وسیله ی مفاهیم تحلیلی و علمی شرح داد زیرا علم، امور موجود را در قالب انتزاعی درمی آورد که دانش عینی را شکل می دهد. در بررسی پدیدارشناسی مکان های انسان ساخت، مکان باید دارای مبنایی طبیعی باشد و رابطه ی با محیط را به مثابه عزیمت خود بگیرد. (ذاکری، 1388)

مفهوم مکانی شارستان (Saristan)

در فرهنگ دهخدا در ذیل واژه ی شارستان آمده است: شارستان. رَ / رِ ( اِ مرکب) شهرستان، شهر، شارسان، مدینه، کوشک و عمارتی را گویند که بر چهار سوی آن بساتین باشد. شارستان خود شهر است که غالباً بر گرد قهندزی واقع می شده و سوری بر گرد اوست و آنچه بیرون از این سور باشد آن را ربض خوانند، جایی که گذرگاه آب باشد به قیاس شار به معنی ریختن آب، گذرگاه مردم به قیاس شار به معنای راه فراخ، جاده ای که به شهر پیوسته باشد.اا (لغت نامه دهخدا)
در فرهنگ فارسی معین ذیل واژه ی شارستان آمده است: شارستان، شهر، مدینه، نفس شهر یعنی دکان ها و خانه ها که بر گرداگرد ارگ یا قهندز ساخته باشند، هر چه در اندرون یک شهر بود. شارستان: شهرستان / کوشک و ساختمانی که بر چهار پوش بستان ها باشد (مظفر، ولی بیگ، 1389، 63)

پدیده ی شارستان در شاهنامه ی فردوسی

جهت بررسی پدیده ی شارستان از نگاه فردوسی، دوره های تاریخی مطرح شده در شاهنامه، به صورت مجزا مطرح و در هر نمونه توصیفات فردوسی از پدیده ی شارستان، ارائه شده است.
دوره های تاریخی مورد مطالعه عبارتند از: دوره ی پیشدادی، دوره ی کیانی، دوره ی اشکانی و دوره ی ساسانی.

ویژگی های شارستان در دوره ی پیشدادی

در این دوره شارستان نظامی است. از دیدگاه زیست ــ محیطی در نقطه ای واقع شده است که برآیند کلیه ی نیروهای زیست ــ محیطی است و مهمترین عامل شکل گیری آن حالت دفاعی و دژگونه ی آن می باشد که به وسیله ی عوامل محیطی به وجود آمده است.
فردوسی در ذکر داستان منوچهر (هشتمین پادشاه پیشدادی) می فرماید:

بپرسید دیگر که بر کوهسار
یکی شارستان یافتم استوار

خرامند مردم از آن شارستان
گرفته به هامون یکی خارستان ...

بناها کشیدند سر تا به ماه
پرستنده گشتند و هم پیشگاه

دگر شارستان بر سر کوهسار
سرای درنگست و جای قرار

(فردوسی، 43)

برآید یکی باد با زلزله
ز گیتی برآید خروش و خله

همه رنج ما ماند زی خارستان
گذر کرد باید سوی شارستان

(فردوسی، 44)
ویژگی شارستان در داستان منوچهر: شارستان در منطقه ی کوهستانی و برخی در قله ی کوه (سر کوهسار) ساخته شده است. دارای بناهای رفیع و معبد است. که مردم ساکن در هامون و خارستان (سرزمین های هموار) بعد از زلزله به سمت شارستان رفتند.

ویژگی شارستان در دوره ی کیانی

شارستان در دوره ی کیانی شار نظامی ــ بازرگانی است. به علت قدرت اقتصادی حاکمین، شارستان ها بسیار بزرگ هستند و با عوامل محیطی مانند رودها و کوه ها محصور می باشد. عامل شکل گیری آن حالت دفاعی و دژگونه ی آن می باشد. در این دوره فضاهای شهری جدیدی مانند آتشگاه و بیمارستان، گرمابه، میدان، خان و ... به وجود می آید. عناصر معماری مانند گنبد، دیوار نگاره و تزئینات نیز مطرح می باشد.
در ذکر داستان سیاووش، در بخش گفتگوی افراسیاب با گرسیوز، فردوسی می فرماید:

بسی شارستان گشت بیمارستان
بسی بوستان نیز شد خارستان

بسا باغ کان رزمگاه من است
به هر سو نشان سپاه من است

(فردوسی ، 27)
گفتگوی سیاوش و پیران:

بسازم من ایدر یکی خوب جای
که باشد به شادی مرا رهنمای

برآرم یکی شارستان فراخ
فراوان کنم اندرو باغ و کاخ

نشستن گهی بر فرازم به ماه
چنان چون بود درخور تاج و گاه

(همان، 53)
فردوسی در ادامه ویژگی های معماری گنگ دژ را ذکر می کند که سیاووش ساخت:

چو زین بگذری شهر بینی فراخ
همه گلشن و باغ و ایوان و کاخ

همه شهر گرمابه و رود و جوی
به هر برزنی آتش و رنگ و بوی ...

درازا و پهناش سی بار سی
بود گر بپیمایدش پارسی

یک و نیم فرسنگ (6) بالای کوه
که از رفتنش مرد گردد ستوه ...

تن خویش را نامبردار کرد
فزونی یکی نیز دیوار کرد

ز سنگ و ز گچ بود و چندی رخام
وزان جوهری کش ندانیم نام

دو صد رش (7) فزون است بالای اوی
همان سی و پنج است پهنای اوی

(همان، 55)

برین سان یکی شارستان ساختند
سرش را به پروین بپرداختند

(همان، 56)
عناصر شهری مهمی که فردوسی برای گنگ دژ ذکر می کند، عبارتند از:
1ــ شارستانی دارای باغ، ایوان و کاخ، آتشگاه، گرمابه و جریان آب در فضای کالبدی شهر است.
2 ــ در مورد ابعاد شارستان، 900 بار یک مرد ایرانی بپیماید.
3 ــ در ارتفاع 9 کیلومتر از سطح زمین در دامنه ی کوه قرار دارد.
4 ــ شارستان دارای دیواری از جنس سنگ، گچ، جواهرات و رخام است.
5 ــ ارتفاع دیوارهای شارستان بالغ بر 200 ارش و 35 ارش پهنای آن است.
در ادامه فردوسی با ذکر توصیفی جامع تر از شارستان، سیاووش گرد را معرفی می کند:

چو آمد بر آن شارستان دست آخت
دو فرسنگ بالا و پهناش ساخت

از ایوان و میدان و کاخ بلند
ز پالیز و ز گلشن ارجمند

بیاراست شهری بسان بهشت
به هامون گل و سنبل و لاله کشت

بر ایوان نگارید چندی نگار
ز شاهان و از بزم وز کارزار ...

به هر گوشه ای گنبدی ساخته
سرش را به ابر اندر انداخته

نشسته سراینده رامشگران
سر اندر ستاره سران سران

سیاووش گردش نهادند نام
همه شهر زان شارستان شادکام

(همان، 58)
در توصیف سیاووش گرد فردوسی در اشعار فوق تصاویری از شاهان و بزم و شکار و ... در ایوان کاخ ها ترسیم می کند:

بگشتند هر دو بدان شارستان
ز هر در زدند از هنر داستان

سراسر همه باغ و میدان و کاخ
همی دید هر سو بنای فراخ

برفتند دیوان به فرمان شاه
در دژ پدید آمد از جایگاه

(همان، 59)

یکی شهر دید اندر آن دژ فراخ
پر از باغ و میدان و ایوان و کاخ

بدان جای کان روشنی بردمید
سر باره ی دژ بشد ناپدید

بفرمود خسرو بدان جایگاه
یکی گنبدی تا به ابر سیاه

درازی و پهنای او ده کمند
به گرد اندرش طاق های بلند

ز بیرون دو نیمی تگ تازی اسپ
برآورد و بنهاد آذر گشسپ

نشستند گرد اندرش موبدان
ستاره شناسان و هم بخردان

در آن شارستان کرد چندان درنگ
که آتشکده گشت با بوی و رنگ

(همان، 125)
ویژگی هایی که فردوسی برای شارستان در دوره ی کی خسرو برمی شمارد، عبارتند از:
1ــ شهر دارای دو شارستان است.
2ــ شارستان اول دارای باغ و بستان، میدان، کاخ و ایوان و شبستان است.
3ــ در اطراف شارستان داخلی دژ و بارویی بوده که بسیار رفیع بوده است.
4ــ شهر داخلی نیز دارای باغ و میدان و کاخ شاهی است.
5 ــ آتشکده در داخل شارستان داخلی قرار دارد. معماری آتشکده نیز با طاق ها و گنبد بوده است.
فردوسی در ذکر باره ی دژ در داستان خاقان چین فضای کالبدی شارستان را تکمیل می کند و جنس بارو را ذکر می کند:

یکی باره افکند زین گونه پی
ز سنگ و ز خشت و ز چوب و ز نی

(همان، 34)
فردوسی در ذکر داستان کی خسرو (دومین پادشاه کیانی) می فرماید:

ز یک سوی آن شارستان کوه بود
ز پیکار لشکر بی اندوه بود

به روی دگر بودش آب روان
که روشن شدی مرد را زو روان

کشیدند بر دشت پرده سرای
ز هر سوی دژ پهلوانی بپای

(همان، 37)
موقعیت سوق الجیشی انتخاب مکان شارستان را بیان می کند که به علت نظامی بودن شار به وسیله ی کوه ها و رودها محصور شده است. بر دشت هم دژهای پهلوانی قرار دارد تا امکان دفاع میسر گردد.
فردوسی در ذکر پادشاهی اسکند (آخرین پادشاه کیانی) می فرماید:

به پنجم که دیدی یکی شارستان
بدو اندرون ساخته کارستان

پر از خورد و داد و خرید و فروخت
تو گفتی زمان چشم ایشان بدوخت

(همان، 7)

یکی شارستان کرده دارد ز سنگ
که نبساید آن هم ز چنگ پلنگ

زمین چار فرسنگ بالای اوی
برین هم نشانست پهنای اوی

(همان، 23)

بیاورد لشکر گرفت آن حصار
بر آن باره ی دژ گذشتی سوار

(همان، 24)

سپه را بران شارستان جای کرد
یکی پیش رو چست بر پای کرد

یکی شارستانست این چون بهشت
که گویی نه از خاک دارد سرشت

نبینی بدو اندر ایوان و خان
مگر پوشش از ماهی و استخوان

بر ایوان ها چهر افراسیاب
نگاریده روشن تر از آفتاب

همان چهر کیخسرو جنگجوی
بزرگی و مردی فرهنگ اوی

(همان، 46)
ویژگی هایی که فردوسی برای شارستان در دوره ی اسکندر برمی شمارد عبارتند از:
1ــ جنس مصالح مورد استفاده در شارستان سنگی است.
2ــ دارای دژ و باره و حصار است.
3ــ دارای کاخ و ایوان و دکان و بازارگاه است.
4ــ دارای دیوار نگاره ای از کیخسرو می باشد.

ویژگی شارستان در دوره ی اشکانی

مجموعه ای بس گسترده مرکب از محلات، بازار، باغ و راغ. عمدتاً محصور شده به وسیله ی حصارهای طبیعی. دارای فضاهای معماری مانند کاخ ها و میدان ها و باغ ها به دور آتشکده شکل گرفته اند و در اطراف شارستان روستاها قرار دارد.
فردوسی در ذکر پادشاهی اشکانیان می فرماید:

یکی شارستان کرد پر کاخ و باغ
بدو اندرون چشمه و دشت و راغ

که اکنون گرانمایه دهقان پیر
همی خواندش خوره ی اردشیر

یکی چشمه بد بی کران اندروی
فراوان ازو رود بگشاد و جوی

برآورد زان چشمه آتشکده
بدو تازه شد مهر و جشن سده

به گرد اندرش باغ و میدان و کاخ
برآورده شد جایگاه فراخ ...

چو شد شاه با دانش و فر و زور
همی خواندش مرزبان (8) شهر گور

به گرد اندرش روستاها بساخت
چو آباد کردش کس اندر شناخت

(همان، 15)
فردوسی در توصیف شارستان شهر گور ویژگی های زیر را برمی شمرد:
1ــ دارای کاخ و باغ و چشمه و رود، میدان و آتشکده است.
2ــ در اطراف شارستان روستاها ساخته شدند.

ویژگی شارستان در دوره ی ساسانی

شارستان در این دوره دارای کهن دژ، شارستان و شار بیرونی است؛ دژ حکومتی که دارای کاخ ها و باغ ها و آتشگاه اصلی برای شاهان و طبقه ممتاز است. شارستان بیرونی شامل خانه ها، مزارع، بازارها، باغات و همچنین آتشکده است. فردوسی در فضای شار بیرونی فضایی به عنوان شارستان مخصوص اسیران و بیمارستان را تعریف می کند.
فردوسی در ذکر پادشاهی شاپور ساسانی ذوالاکتاف می فرماید:

یکی شارستان بود آباد بوم
بپرداخت بهر اسیران روم

(همان، 2)

به اهواز کرد آن سیم شارستان
بدو اندرون کاخ و بیمارستان

کنام اسیرانش کردند نام
اسیر اندرو یافتی خواب و کام

(همان، 19)
در پادشاهی شاپور ساسانی شارستانی برای اسیران جدای از شارستان های شهر ساخته شد؛ که علاوه بر آبادی و کاخ دارای فضای جدیدی به نام بیمارستان است.
فردوسی در ذکر پادشاهی کسری انوشیروان در بخش داستان مهبود با زروان می فرماید:

یکی شارستان بُد به آیین روم
فزون از دو فرسنگ بالای بوم

بدو اندرون کاخ و ایوان و باغ
به یک دست رود و به یک دست راغ (9)

چنان بد بروم اندرون پادشهر
که کسری بپیمود و برداشت بهر

برآورد زو کاخ های بلند
نبد نزد کس در جهان ناپسند

یکی کاخ کرد اندران شهریار
بدو اندر ایوان گوهرنگار

همه شوشه ی طاق ها سیم و زر
بزر اندرون چند گونه گهر

یکی گنبد از آبنوس (10) و ز عاج
به پیکر ز پیلسته و شیز (11) و ساج (12)

(همان، 6)
فضای توصیفی از شارستان در پادشاهی انوشیروان عبارتند از:
1ــ شارستانی به سبک رومی بیش از دو فرسنگ مساحت آن بوده است.
2ــ دارای کاخ های، ایوان، باغ و راغ و رود بوده است.
3 ــ تزئینات دیواره ی کاخ ها گوهرنگار و با سیم و زر مزین شده بود.
4ــ گنبدها از جنس چوب و استخوان که با چوب های گران بها و متنوع زینت شده بود.

سخن آخر

پدیده ی شار (شارستان)، امروزه دستخوش تغییرات بسیاری از معنای ماهوی خود شده است. در مطالعه ی متون تاریخی مانند شاهنامه ی فردوسی دقت نظر و تیزبینی شاعر در توصیف پدیده های تاریخی و آثار معماری و شهرسازی ما را بر آن می دارد که در آن به مثابه ی سندی تاریخی بنگریم.
فصاحت و دقت نظر فردوسی در سرودن شاهنامه بر غنای واژگان معماری در روزگار پیشینیان دلالت می کند. پدیده ی شارستان در دوره های مختلف پیشدادی، کیانی، اشکانی و ساسانی توصیف و بر طبق مستندات در هر دوره نسبت به دوره ی قبل تکمیل تر و فضاهای معماری بیشتری در آن ایجاد شده است.

پی نوشت ها :

1.دانشجوی کارشناسی ارشد مرمت و احیای بناها و بافت های تاریخی، دانشگاه هنر اصفهان.
2.Hermonetic.
3.Phennomenology.
4. (1874 ــ 1928) Edmund Husserl فیلسوف آلمانی.
5.(1889 ــ 1977) Martin Haidegger فیلسوف معاصر آلمانی.
6.فرسنگ ایرانی قدیم برابر با چهار هزار و چهار صد و سی و سه یا سی و دو گز بوده است. مقدار طولی که امروز یک فرسنگ یا فرسخ به شمار می رود شش کیلومتر است. (لغت نامه دهخدا).
7.رش [. رَ] (اِ) بازو، یعنی از سر دوش تا آرنج. واحد طول و آن برابر است با فاصله ی هر دو دست چون از هم باز کنند. گز (همان).
8.رئیس فارسیان و مهتر آنها. حافظ مرز و ثغر و حدود. که محافظت نواحی مرزی و طرفی از مملکت با اوست (لغت نامه دهخدا).
9.دامن کوه بود که بجانب صحرا باشد. (لغت نامه دهخدا).
10.چوبی سیاه رنگ و سخت و سنگین و گرانبها از درختی به همین نام (همان).
11.چوبی است سیاه که از وی کاسه ها سازند، یا آن آبنوس است یا ساهم یا چوب جوز، گفته اند چوبی است که از آن کمان سازند و از این سبب بر کمان نیز اطلاق کنند. (همان).
12.ساج درختی است شبیه آبنوس ولی سیاهی آن کمتر از آبنوس است و کشتی نوح بدان ساخته شد. چوبش به عمارات بکار برند و آن را بقای عظیم بود و تا هزار سال بماند. (همان).

منابع تحقیق :
1ــ اشمیت، ریچارد، ترجمه شهرام پازوکی، فصلنامه فرهنگ و فلسفه، شماره 18، 1995.
2 ــ بیات، عبدالرسول، فرهنگ واژه ها، اندیشه و فرهنگ دینی، تهران، 1386.
3ــ حبیبی، سیدمحسن، از شار تا شهر، تهران، دانشگاه تهران، 1378.
4ــ دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، دسترسی در تاریخ 1389/10/1.
5 ــ www.loghatnaameh.com.
6ــ ذاکری، محسن، پدیدارشناسی معماری، کتاب ماه هنر، شماره 56، 1388.
7ــ فردوسی طوسی، ابوالقاسم، شاهنامه فردوسی، بر پایه چاپ مسکو، دسترسی در تاریخ 1389/9/20.
8 ــ http://www.recent.ir/?d=shahnameh.recent.ir.
9ــ معین،؛ محمد، لغت نامه، دانشنامه تاریخ معماری ایرانشهر، دسترسی در تاریخ 1389/10/1.
10ــ http://iranshahrpedia.ir.
11ــ نوالی، محمود، پدیدارشناسی به عنوان شناخت مجدد از شناخت، شماره 1، 1380.
منبع: ثریا، فصلنامه تخصصی ادبیات و اسطوره، شماره 7).


برچسب‌ها: داستان سیاوش، واژه