ادوارد براون و فردوسی


ادوارد بروان


شک نیست که شهرت فراوان فردوسی، ب شاعری، ب سبب شاهنامه ی اوست.* نقادان شرقی و غربی، تقریبن به اتفاق، این منظومه ی بزرگ را دارای ارزش ادبی بسیار می دانند، باید دید که علت مقبولیت تمام و بی نظیر شاهنامه در ایران و سایر ممالکی که زبان پارسی در آن ها رواج دارد، چیست؟ البته در ایران نیرومندترین عاملی که همواره به شاهنامه ارج و مقام خاصی بخشیده است غرور ملی ایرانیان است نسبت به این کتاب که نماینده ی مجد و عظمت قومی آنان است. 

 

(ادوارد بروان - تاریخ ادبیات ایران - جلد دو فردوسی تا سعدی، ترجمه ی مجتبایی )

 از نشریه جشنواره توس - 1354 به کوشش ضیاالدین سجادی

 

* سطر اول این یادداشت با توجه به کامنت خانم ها پروانه و شهرزاد، به شکل زیر باید باشد: 

 شک نیست که شهرت فراوان فردوسی، به شاعری، به سبب ساهنامه ی اوست.  

 

اگر این متن بدون این توضیح درست می شد کامنت ها بی معنی می شدند. 

هر چند که متن کلی به های دیگری هم داشت که از دست خودمان هم در رفته بود.

 

اهریمن پرستی و قربانی انسانی

 

بخش سوم:

نامه ی ایران باستان، سال هشتم، شماره اول و دوم،1387: 39 ـ 21

اهریمن پرستی زروانی و نمونه های بازمانده از آن

                                                 آرش اکبری مفاخر

                                              دانشگاه فردوسی مشهد

اهریمن پرستی و قربانی انسانی

وجود قربانی‌های خونین و وحشتناک انسانی بی‌تاثیر از کیش‌های اهریمن پرستی و ترس از نیروهای ویرانگر طبیعت نیست. این رفتارها بیانگر چاره اندیشی انسان برای فرونشاندن و رهایی از خشم اهریمن و خدای شر است. بارزترین نمونه‌ی کردار خدایان ویرانگر و رفتار انسان در برابرخشم آنان در حماسه‌ی یونانی به چشم می خورد: هنگامی که سپاه یونان به سوی تروا به راه می افتد، در میانه‌ی راه بادهای تند و امواج سهمگین مانع از حرکت کشتی‌ها می‌شود. نومیدی بر سپاهیان یونان چیره می‌شود تا این که یکی از پیشگویان از خشم آرتمیس، الهه‌ی شکار و خشم و کین توزی، سخن به میان می‌آورد. او تنها راه آرام کردن توفان و ادامه‌ی سفری امن و بی‌خطر به سوی تروا را قربانی کردن دوشیزه‌ای از خانواده‌ی شاهی، دختر آگاممنون ، برای آن الهه می‌داند. آگاممنون دخترش را به سوی قربانگاه معبد برده او را قربانی می‌کند. پس از آن توفان آرام می‌شود و سپاه یونان به حرکت خود ادامه می‌دهد. (همیلتون، 1376: 248).

نمونه‌ی دیگر از این نوع قربانی در کتاب مقدس آمده است:  هنگامی که پادشاه موآب بر پادشاه اسرائیل شورش کرده از پرداخت خراج سرپیچی می‌کند، پادشاه اسرائیل به موآب لشکر می‌کشد، سپاهیان موآبی را شکست می‌دهد، چشمه‌های آب را می‌بندد و شهر را به محاصره در می‌آورد. پادشاه موآب در آخرین چاره برای رهایی از شکست، فرزند نخست و جانشین خود را بر سر دیوار شهر برای بت ناشناخته‌ای قربانی می‌کند. قوم اسرائیل از رفتار او بر خود لرزیده دست از محاصره برمی‌دارند و به شهر خود بازمی‌گردند. (دوم پادشاهان، 3. 20 ـ 27). قربانی کردن فرزندان آیینی غیر توحیدی و برخلاف ارزش‌های انسانی است و ریشه در کهن‌ترین اندیشه‌های انسانی، کیش‌های اهریمن پرستی و ترس از نیروهای ویرانگر طبیعت دارد. شریعت حضرت موسی (ع) با کسانی که دختران و پسران خود را برای خدایانشان قربانی می‌کرده اند، به مبارزه برخاسته و آن را ممنوع کرده است (لاویلان، 20. 2 ـ 5؛ تثنیه، 12. 30 ـ 31).

در اساطیر ایرانی اژی دهاک، اژدهای سه پوزه‌ی سه سر شش چشم و دیو بسیار نیرومند دروج، به دست اهریمن برای تباه کردن جهان آفریده شده است (پورداوود، یشت هاف 15. 24). او وحشتناک‌ترین آفریده اهریمنی و نیز دیو خشکسالی و دشمن طبیعت نیک است که در شاهنامه به نام ضحاک شناخته شده است. در روزگار پادشاهی او هر شب برای فرونشاندن خشم مارهای برآمده از شانه‌هایش دو جوان را سر بریده مغز آنان را به مارها می‌دهند (یادآور قربانی شبانه برای اهریمن). با این کار طبیعت شر و خونریز ضحاک آرام  می‌شود و دست از کشتار برمی دارد:

چنان بد که هر شب دو مرد جوان      چه کهتر، چه از تخمه ی پهلوان

خورشگر ببردی به ایوان اوی             همی ساختی راه درمان اوی

بکشتی ومغزش  بپرداختی               مران اژدها را خورش ساختی

                                                             (شاهنامه، 1 / 56 ـ 55/ 14 ـ 12)

می‌توان چنین پنداشت که این داستان بازمانده‌ای از آیین کهن اهریمن پرستی، انجام قربانی شبانه برای رام نمودن اهریمن و فرونشاندن خشم او و هم چنین در امان ماندن از نیروهای ویرانگرش بوده است.

نمونه‌ی نمادین اهریمن پرستی و قربانی برای اهریمن در داستان تمثیلی «شیر و خرگوش» در کلیله و دمنه (ص 87 ـ 86) نیز به جای مانده است: بنا بر این داستان، در مرغزاری خوش و خرم حیوانات بسیاری به خوبی و خوشی روزگار می‌گذرانیده اند، اما ترس از حضور شیر، نماد اهریمن، زندگی آن‌ها را با آشفتگی و وحشت همراه می‌کند. یک روز همه‌ی حیوانات تصمیم می‌گیرند تا هر روز یکی از آن­ها به عنوان شکار، نماد قربانی، نزد شیر برود تا دیگر حیوانات از شر او در آسایش باشند. در پایان، با تدبیر خرگوش، شیر در چاهی، نماد دوزخ، سرنگون و این آیین برچیده می‌شود.

اهریمن پرستی

بخش دوم:

نامه ی ایران باستان، سال هشتم، شماره اول و دوم، 1387: 39 ـ 21

اهریمن پرستی زروانی و نمونه های بازمانده از آن

آرش اکبری مفاخر

دانشگاه فردوسی مشهد

اهریمن پرستی

در نگاه انسان نخستین، طبیعت به دو دسته تقسیم می شده است: به هم ریزنده ی زندگی و دهنده ی نعمت و آسایش. او برای هر یک از عناصر طبیعت خدایی قائل بوده است. این خدایان سه وظیفه ی اصلی بر عهده داشته اند:

-         دربند کردن و آرام نمودن قوای طبیعت؛

    -         برقراری دوستی و خوش بینی میان اسنان و زندگی؛

    -         جبران محرومیت ها و ممنوعیت های حاصل از تمدن (فروید: 1340: 174)

از آن جا که انسان نخستین بنا بر نهاد و فطرت خود عمل می کرده، برای هر دو گروه از خدایان آیین نیایش و قربانی داشته است. او برای نیروهای ویرانگر از روی ترس قربانی می کرده تا خشم آنان را به مهر دگرگون کند. هم چنین برای نیروهای ابادگر طبیعت از روی خوشایندی قربانی می نموده تا مراتب سپاس و قدردانی خود را ثابت کند. (فروید، 1340: 149). ترس بیش از اندازه از نیروهای ویرانگر باعث شده تا انسان نخستین نیروهای آبادگر را به حال خود رها کرده ذهن و روان خود را به ویرانگران مشغول کند. او از این نیروها و ویرانگری هایشان به شدت می ترسیده و قدرت به کنترل درآوردن ان ها را در خود نمی دیده است، بنابراین از سر ناچاری به پرستش آن ها روی آورده و برایشان  مراسم قربانی انجام میداده است. (7: 1900, Carus )

اندیشه دوگانه باوری ایرانی نیز این ظرفیت را در خود داشته است، اما زردشت ستایش و نیایش را تنها شایسته ی اهورامزدا . نیروهای نیک می داند. با ستایش و قربانی برای نیروهای نیک، اهریمن و نیروهای ویرانگر شکست می خورند و جهان رو به آبادانی و انسان رو به جاودانگی می نهد. با وجد این، از برخی  از نوشته ها چنین برمی آید که گروهی از ایرانیان باستان اهریمن را می پرستیده و برای او آیین ویژه ای داشته اند.

پلوتارک یونانی (120 ـ 46 م) در کتاب ایزیس و اوزیریس[1]، در فصل مربوط به ایرانیان، درباره ی اهریمن پرستی آنان می نویسد:

گروهی از مردمان به دو خدا باور همی دارند که بسان بنایان همالان یکی آفریدگار نیکی ها و دیگری پردازنده ی چیزهای یاوه و بی سود است. و اما گروهی دیگر نیروهای نیک را خدا و آن دیگری را دیو دانند چنان که زردشت مغ … او یکی از این دو بن را یکی هرمزد و دیگری را اهرمن نامید و نیز نشان داد که هرمزد به روشنی می ماند بیش از هر چیز که به ردیافت حواس درآید و حال آن که اهرمن به تاریکی و نادانی ماننده است … او (زردشت) مردمان را بیاموخت که از بهر یکی فدیه های نذر و سپاس آورند و از بهر دیگری فدیه ها برای دفع آسیب و ناخوشی. آنان ب هنگام کوبیدن گیاهی به نان اُمُمی[2] در هاون، اهریمن و تاریکی را نیایش کنند و آن گاه آن را به خون گرگ کشته شده ای آمیخته به جای تاریک و بی خورشید برندو دور بپاشند … (بنونیست، 1377: 46 ـ 45)

هر چند پلوتارک این ایین را زردشتی می داند، اما به نظر می رسد با ایینی پیش زردشتی و از دین های آریایی کهن رو به رو باشیم که از دوره های آغازین تفکر انسانی درباره ی طبیعت سرچشمه گرفته و تا ان روز گار باقی بوده است.

بنابر گزارش هادخت نسک (میرفخرایی، 1371: 2. 28 ـ 29) به این نکته پی می بریم:



6. De Iside et Osiride .

7. Omomi

ادامه مطلب ...

اهریمن پرستی زروانی و نمونه های بازمانده از آن- (1)

این نوشتار به  5بخش تقسیم شده است با عناوین:

1. دو بن گرایی هرمزد و اهریمن 

2. اهریمن پرستی 

3. اهریمن پرستی و قربانی انسانی

4. اهریمن پرستی و سرنوشت اهریمن

 5. نشانه های اهریمن پرستی در شاهنامه

بخش نخست:

نامه ی ایران باستان، سال هشتم، شماره اول و دوم، 1387: 39 ـ 21

اهریمن پرستی زروانی و نمونه های بازمانده از آن

آرش اکبری مفاخر

دانشگاه فردوسی مشهد


مسئله ی خیر و شر یکی از کهن ترین چالش های درونی و روانی انسان است. انسان در آغاز بین این دو امر تفاوت بنیادی قائل بوده و آن ها را از هم باز می شناخته است.

در کهن ترین نوشته ی ایرانی، گاهان (2.45: 3.30)، دو عنصر خیر و شر در برابر یکدیگر قرار گرفته و در همه ی ویژگی ها با یکدیگر ناسازگار بوده اند. روشنی و تاریکی دو نماد برجسته ی اندیشه ی خیر و شر است. تاریکی و روشنی هر دو آفریده ی اهورامزدا هستند. (گاهان، 5.44، 7)، اما با دگرگونی در جایگاه اهورا مزدا، او از جایگاه یگانگی خود پایین آمده در جایگاه سپند مینو، نقطه ی مقابل انگره مینو، اهریمن، قرار  می گیرد. بنابراین اندیشه ی یگانه باوری گاهانی به اندیشه­ی دوگانه باوری دگرگون می شود. آموزه های دوگانه باوری به کردارهای دوگانه آفرینی می انجامد؛ یعنی اهورامزدا آفریننده ی نور به شمار می رود و در برابر او، اهریمن آفریننده ی تاریکی (هفت ها، 1.37).

اندیشه­ ی دوگانه باوری هرچند عقلانی باشد، باز هم نیاز اعتقادی انسان را برای یافتن سرچشمه ای یگانه برای دو بن خیر و شر برآورده نمی کند، اما زروانی گری پاسخی برای برآورده کردن این نیاز انسان است.

در دیدگاه زروانی، پیش از آفرینش آسمان و زمین و دیگر موجودات، حقیقتی به نام زروان وجود داشت. زروان هزار سال نیایش و ستایش کرد که صاحب فرزندی به نام هرمزد شود تا هرمزد آسمان و زمین و هر چه در آن است را بیافریند. پس از هزار سال نیایش، این شک و تردید در زروان پدید آمد که آیا نیایش های او سودمند بوده و او صاحب هرمزد خواهد شد یا رنج او بیهوده است؟  

ادامه مطلب ...

شرف الدین علی یزدی و فردوسی


زندان اسکندر - یزد

ادامه ی مطلب را ببینید

خدایا به لطفت که بی انتهاست

چو لطف تو باشد چه حاجت به خواست؟

که جاوید فردوسی آسوده باد

به جایی که نامش به آن مژده داد

روانش به فردوسی اعلی مقیم

ممتع به انواع ناز و نعیم

چه نظم است کان پر هنر، داشته؟

چه کاخ فصاحت که افراشته؟

ندانم چه گویم من این گفته را؟

ازین سان گهرهای ناسفته را؟

نخوانم به سحرش که هست این حلال

نه معجز که باشد به شرعم وبال

بیان من از وصف آن قاصر است

بیان نیست حاجت، سخن ظاهرست


(شرف الدین علی یزدی - مقاله ایرج افشار - یادنامه فردوسی از انتشارات انجم آثار ملی)

 از نشریه جشنواره توس - 1354 به کوشش ضیاالدین سجادی

ادامه مطلب ...

اهریمن شناسی ایرانی

نام کتاب: اهریمن شناسی ایرانی
نویسنده : دکتر آرش اکبری مفاخر
انتشارات ترفند 

 

اهریمن پژوهی و دیو شناسی یکی از بنیادهای پژوهش در فرهنگ، اساطیر و ادبیات ایران زمین است. گرچه این موضوع در هر برهه ای از زمان و مکان در ادبیات ایران قابل پژوهش است، اما پررنگ ترین و پیچیده ترین بخش آن در ادبیات پهلوی ساسانی و ادبیات حماسی فارسی به ویژه «شاهنامه فردوسی» چهره می نمایاند. در کتاب حاضر، پدیده های رفتاری اهریمن و دیوان در ادبیات ایران به طور کلی و در «شاهنامه» به طور خاص مورد بررسی قرار گرفته است. هدف پژوهش، رسیدن به شناختی از اهریمن و دیوان از آغاز ادبیات ایرانی تا پایان دوره حماسه های ملی (قرن هشتم ه. ق) و همچنین بازشناسی و بازسازی حلقه های مطالعاتی بین ادبیات ایران باستان و حماسه های فارسی است 

 

برای آشنایی بیشتر با این کتاب ، گفته های نویسنده را دراین باره می خوانیم:

ادامه مطلب ...

جلال الدین همایی و فردوسی


جلوه ی عرش است این درگه کلاه از سر بنه

وادی طور است این جا موزه از پایت بکن

مرقد استاد طوس است این به خاکش جبهه سای

مدفن فردوسی است این بر زمینش بوسه زن

با دورد و با تحیت آستان او ببوس

پس بگو کای در سخن استاد استادان فن

ای ز تو مشکین هوای شعر چون از مشک جیب

ای ز تو رنگین بساط نظم چون از گل چمن

تیغ اگر باشد سخن نباشی تواش سیمین نیام

تیغ اگر باشد سخن، "باشی" تواش سیمین نیام
خود "پیمبر" نیستی "لیکن" بود شهنامه ات
آیتی منزل نه کم از معجز سلوی و "من"
کی بود هم چند یک در دری از نظم تو

آنچه یاقوت از بدخشان خیزد و در از عدن

 

(جلال الدین همایی - آرامگاه فردوسی - یاد نامه ی فردوسی)

 از نشریه جشنواره توس - 1354 به کوشش ضیاالدین سجادی


ادامه مطلب ...

مجتبا مینوی و فردوسی


شاهنامه بنایی بلند و یادگاری بزرگ است از عصر پهلوانی ایران، از عصر جمشید و فریدون و کیخسرو و رستم گرفته تا ظهور شاهنشاهی ساسانیان و انقراض آنان. در این کتاب از هر نوع فکر و موضوع، خواه پهلوانی و حماسی، خواه عاشقانه و غزلی، خواه اندرزی و تعلیمی، خواه رمزی و لغزی، خواه داستانی و اساطیری، که بتوان آن را در حوزه مفهوم شعر درآورد موجود است. به قول سعدی:

هر باب از این کتاب نگارین که برکنی

همچون بهشت گویی از آن باب خوشتر است

شاهنامه ی فردوسی از برای ما از چند لحاظ اهمیت دارد و بزرگ است. اولن اثر هنری بسیار عظیمی است. به قیاس با کتابهای هنری دیگر دنیا، با حماسه های ملی سایر ملل که بسنجیمش بسیار بلند و عالی است و هیچ پای کمی از هیچ یک ندارد و برای ما از همه آنها بالاتر است. ثانین تاریخ داستانی ایران و حاوی قصص ملی ماست. سند اصالت ما و سند  ِ ریشه داشتن و پدر و مادر داشتن ماست. اجداد ما این ها بوده اند. ثالثن از لحاظ این که زبان پارسی وسیله ی استحکام  علقه اتحاد و ارتباط طوایف ایرانی است و شاهنامه مایه و پایه زبان پارسی را چنان غنی و محکم کرد که از آن پس فراموش شدنی و از میان رفتنش محال بود. این کتاب پایه و بنیاد اتحاد قومی ما به شمار می آید.


(مجتبا مینوی - فردوسی و مقام او -کتاب نقد حال)

 از نشریه جشنواره توس - 1354 به کوشش ضیاالدین سجادی

ادامه مطلب ...

عیسا صدیق و فردوسی

فردوسی بهترین نمونه ی یک فرد خوب ایرانی است. فردوسی تمام اوصاف و خصائل یک مرد بزرگ را داراست. شرافت نفس، مناعت طبع، علو همت، رحم و  شفقت از مزایای اخلاقی اوست. از مصائب و بدبختی های دوست و دشمن، هر دو، متاثر می شود.

فردوسی عزت نفس و عواطف عالی داشته. شیعه بوده و نسبت به معتقدین سایر مذاهب تساهل داشته است. فردوسی فوق العاده میهن پرست بوده ولی خودپسند یا دشمن بیگانگان نبوده است.

فردوسی یه وسیله ی شاهنامه، تاریخ قدیم ایران را احیا کرده و موجب شده است که برای نسل های بعد باقی بماند. روح ایران باستان را که ممکن بود  حوادث ایام محو و نابود سازد برای آیندگان محفوظ داشته است.


(عیسا صدیق - چهل گفتار)

 از نشریه جشنواره توس - 1354 به کوشش ضیاالدین سجادی

ادامه مطلب ...

بازتاب اساطیری غار در شاهنامه

رحمان قربانی – مریم پناهی

(دانشجویان دکتری ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان)


شاهنامه حکیم فردوسی، آیینه تمام نمای فرهنگ ایران باستان است. بسیاری از باورهای کهن و اساطیری نیاکان ما در ضمن مطالب شاهنامه آمده است. غار یکی از پدیده های طبیعی است که در نظر تمدن های پیشین، مکانی مرموز و اساطیری بود. در شاهنامه نیز چنین است. با تأمل در داستان های این اثر ورجاوند، می توان دو کارکرد متضاد اسطوره ای برای غار مشخص کرد. از بعد اهورایی و مثبت، غار در دل کوه جای دارد. در اندیشه پیشینیان ما، کوه جایگاهی مقدس و رابط زمین و آسمان بوده است. غار نیز جزئی از این کل مقدس است؛ ویژگی های کوه مانند پناه بخشی را دارا است. هم چنین یک تثلیث روحانی و شگفت میان غار، کوه و فرشته پیام آور سروش وجود دارد. اما از جهت اهریمنی و منفی، غار مکانی هولناک و آشیان نیروهای شر است. تعدادی از اژدهایان و اژدها سیرتان شاهنامه در غار سکونت دارند و از جایگاه دهشت زای خویش بر جهان نور و روشنی می تازند و ویرانی به بار می آورند. مطالب فوق از حیث اندیشه تقابل خیر و شر که در فلسفه هستی شناسی ایران قدیم وجود داشته نیز قابل تبیین است.

ادامه مطلب ...