جلال خالقی مطلق درگذشت

دکتر جلال خالقی مطلق، شامگاه هشتم اسفند ۱۴۰۴، در ۸۸ سالگی در  آلمان درگذشت.

پروین خاک‌پور، مدیر بنیاد فردوسی توس و نماینده دکتر جلال خالقی مطلق در ایران، با اعلام خبر درگذشت این مصحح برجسته شاهنامه، ادیب و ایران‌شناس به ایسنا گفت: ایشان شب گذشته(هشتم اسفند) در بیمارستانی در هامبورگ آلمان درگذشت. مدتی درگیر عارضه مغزی بود و به این دلیل فوت شد.

مراسم تشییع پیکر و خاکسپاری خالقی مطلق در آلمان برگزار و اخبار آن متعاقبا اعلام خواهد شد.

جلال خالقی مطلق متولد بیستم شهریور ۱۳۱۶ در تهران است. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران و در دبیرستان مروی گذراند. در سال ۱۳۴۹ از دانشگاه کلن (آلمان) در رشته‌های شرق‌شناسی، مردم‌شناسی و تاریخ قدیم موفق به اخذ درجه دکتری شد. و از سال ۱۳۵۰ در بخش ایرانشناسی دانشگاه هامبورگ به تدریس زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایران پرداخت. دکتر خالقی علاوه بر تدریس و نگارش صدها مقاله، در کنگره‌ها و سمینارهای بسیاری شرکت و سخنرانی کرده است.

از دکتر خالقی علاوه بر تصحیح معروف او از شاهنامه فردوسی، چندین کتاب منتشر شده که دو مجلد آن مجموعه مقالات او با عناوین «سخن‌های دیرینه» و «گُل رنج‌های کهن» است که به موضوع فردوسی و شاهنامه می‌پردازد. همچنین  «حماسه» (پدیده‌شناسی تطبیقی شعر پهلوانی) و «ایرانی‌ات در کتاب بزم فرزانگان» از جمله آن‌ها است.

تعداد دیگری از کتاب‌های خالقی مطلق این عنوان‌ها هستند: «گزارش شاهنامه (جلد یک و دو)»، «واژه‌نامه شاهنامه»، «از شاهنامه تا خدای‌نامه»، «واج‌شناسی شاهنامه»، «زن در شاهنامه»، «صد افسانه»، «زنان شاهنامه»، «شاهنامه و فرهنگ ایران»، «رستم و سهراب»، «فردوسی و شاهنامه‌سرایی»، «یادداشت‌های شاهنامه فردوسی» و «نظامی گنجه‌ای».

منبع: ایسنا

شاهنامه  چشمۀ درخت  است و ریشۀ درخت ملیت ما از این چشمه آب می‌خورد، آبی شیرین و گوارا. در یک جایی خسرو پرویز برای پسرش شیرویه پیامی می‌فرستد و به او می‌گوید:

که ایران چو باغیست خرم بهار / شکفته همیشه گل کامگار

گل کامگار رز‌ بسیار‌ زیبا‌ و شادابی بود که یک تن از خاندان کامگاریان که در مرو زندگی می‌کرد، به نام احمد کامگاری ‌‌آن‌ را پرورش داده بود.

پر از نرگس و نار و سیب و بهی/‌ چو‌ پالیز‌ گردد‌ ز مردم تهی‌
سپر غم یکایک ز بن بر کنند/ همان شاخ نار و بهی بشکنند

سپر غم:ریحان‌ است که یک نوع آن شاه اسپر غم بوده است.

اگر بفکنی خیره‌ دیوار باغ‌ / چه باغ و چه‌ دشت و چه دریا چه راغ

اگر دیوار باغ را خراب کنی دشتی بیش نیست و ویران خواهد شد.

نگر تا تو دیوار او  نفکنی‌ / دل و پشت ایرانیان نشکنی‌
کز آن پس بود‌ غارت و تاختن‌ / خروش سواران و کین آختن‌
زن و کودک و بوم ایرانیان‌/ به اندیشۀبد منه در میان

چیزی را در میان نهادن یعنی آنرا تاخت زدن و وجه المصالحه قرار دادن. مواظب باش‌ سرنوشت‌ این‌ کشور را فدای آزمندی‌های خود نکنی.
این شاه بیتی است که باید آنرا با آب زر نوشت و در اتاق کار همۀ دولتمردان و حتی در مراکز پژوهشی و علمی و در‌ همۀ خانه‌ها آویخت که هر روز در مقابل چشم ما باشد.

دکتر خالقی مطلق- بخارا شماره 64- ص 120

@shahnameh1000.

آشنایی با تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام

آشنایی با تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام 

دکتر میثم محمدی‌ (دکتری فرهنگ و زبان های باستانی دانشگاه تهران)

نشست نخست:

 

نشست دوم:



نشست سوم:




نشست چهارم:



نشست پنجم:

برداشت از صفحه آژیار در آپارات  https://www.aparat.com/Azhyar

زن تاجدار در داستان بهرام چوبینه

در منابع ، زن تاجدار در داستان بهرام به پنج صورت تعبیر و تفسیر شده است: 

1. زن جادو (نظر موبد در شاهنامه).

2- بخت ( نظر هواداران بهرام در شاهنامه).

3-پری (بلعمی و نهایه).

4- دئنا یا دین ( نهایه).

5- سروش  (عنوان این بخش از شاهنامه در برخی دستنویسها).

از آن میان تعبیر زن جادو، نظر موبد و مخالفان بهرام است و بخت و دئنا و سروش نظر هواداران بهرام و پری به خاطر نقش دو گانه‌ای که داشته، هم می تواند نظر مخالفان بهرام باشد و هم نظر پیروان او.

ابوالفضل خطیبی

یادداشت های شاهنامه دفتر دهم صفحه 409

تشخیص بیت های الحاقی در شاهنامه - ابوالفضل خطیبی

اصول ارزیابی بیتهای الحاقی از گونۀ عرب ستیزانه  در شاهنامه در مقالۀ «بیتهای عرب ستیزانه در شاهنامه» :
:
«برای ارزیابی این گونه بیتها در شاهنامه شایسته است نخست به پرسشهای زیر پاسخ داده شود:
۱. به لحاظ نسخه شناسی بیت اصلی است یا الحاقی؟
۲. مفهوم و مضمون بیت در متن اساس فردوسی بوده که نقل شده یا نظر خود
اوست؟
3.مضمون بیت از زبان قهرمانان داستانها بیان شده یا نظر خود شاعر است؟
 ۴. مضمون بیت در کهن ترین ترجمۀ شاهنامه یعنی ترجمۀ عربی بنداری (621-622 ق ) هست  یا نه؟
۵. آیا  بیت به لحاظ سبک شناختی با سرودۀ شاعر در کلّ شاهنامه همخوانی
دارد یا نه؟
۶.مضمون بیت، هرگاه از آن خود شاعر باشد، با چارچوب فکری و اعتقادی
شاعر سازگاری دارد یا نه؟
7.وجود بیت در متن ضرورت دارد یا نه؟ به بیان دیگر، آیا این بیت با بیتهای پیشین و پسین خود دارای چنان پیوندی به لحاظ لفظی و معنانی است که چنانچه حذف شود خللی در جریان ماجرا پدید آید؟
برای سنجش اصالت و تفسیر بیت یا بیتهایی از این دست شایسته است به هم و نه فقط پاره ای از این پرسشها پاسخ داده شود. مثلاً نمی توان بیتی را فقط به این دلیل که به لحاظ شعری استوار است و با سبک هنری شاعر همخوانی دارد اصیل پنداشت. چه بسا برخی خوانندگان و کاتبان خوش ذوق شاهنامه، بر اثر انس و  الفت بسیار با شاهنامه، خود ابیات استواری سروده و به آن الحاق کرده باشندو تشخیص اصلی یا جعلی بودن آنها برای مصحح امروزی سخت دشوار باشد.»
برداشت از  مقالۀ « بیتهای عرب ستیزانه در شاهنامه»،نشر دانش،سال بیست و یکم، شماره سوم، پاییز 1384، ص 14-20
ابوالفضل خطیبی

https://t.me/dr_khatibi_abolfazl/1567

نگر تا دل و پشت ایرانیان نشکنی

 ایران زمین


که ایران چو باغی‌ست خُرّم بهار/ شکفته همیشه گل کامکار،

اگر بفگنی خیره دیوارِ باغ / چه باغ و چه دشت و چه دریا، چه راغ

نگر تا تو دیوار او نفگنی / دل و پشت ایرانیان نشکنی!

کزان پس بود غارت و تاختن / خروش سواران و کین آختن!

من ایدون شنیدم که جای مِهی / همی مردم ناسزا را دهی!

که" هر کو سلیحش به دشمن دِهد / همی خویشتن را به کشتن دِهد!

که چون باز خواهد کَش آید به کار / بداندیش با او کند کارزار!"


 شاهنامه ویرایش خالقی 

چاپ سخن/ دوم ص1052




گفتار اندر بردن پیران کیخسرو را به نزدیک افراسیاب




2489 چُنین داد پاسخ که نخچیر نیست

مرا خود کمان و زه و تیر نیست


[ب۲۴۸۹] در صد سال پیش یک پژوهندهٔ آلمانی به نام پیریچک در مقاله‌ای با عنوان "هاملت در ایران"، داستان سیاوخش را با هاملت اثر شکسپیر مقایسه کرده و معتقد است شاعر انگلیسی در اثر خود از شاهنامه تأثیر پذیرفته است. او همچنین معتقد است که در پاسخ‌های بظاهر بی‌معنی کیخسرو یک معنی رمزی نهفته است...تعبیر بیت ۲۴۸۹ به نظر او چنین است: من در وضعیّت خطرناکی هستم و وسیلهٔ دفاع از خود ندارم.


2490 بپرسید بازش از آموزگار

بد و نیک و از گردش روزگار

بدو گفت:" جایی که باشد پلنگ

بدرّد    دلِ    مردمِ    تیزچنگ"


[ب۲۴۹۱] پژوهندهٔ آلمانی این پاسخ را تعبیر نکرده است. نگارنده آنرا چنین تعبیر میکند: در سرزمینی که در آن پلنگ فرمانروایی میکند، امکانی برای تربیت نیست!

2492 سدیگر بپرسیدش از مام و باب

از ایران و از شهر و از خورد و خواب

چُنین داد پاسخ که" درّنده‌شیر

نیارد سگ کارزاری به زیر"


[ب۲۴۹۳] پژوهندهٔ آلمانی این پاسخ را چنین تعبیر کرده است: با وجود قدرت پادشاه (شیر)، امکان نجات من (سگ) نیز هست.


پانوشت بیت های الحاقی پس از بیت 2493:

بخندید شاه و چو گلبن شکفت

به نرمی به کیخسرو آنگاه گفت:

نخواهی دبیری تو آموختن؟

ز دشمن نخواهی تو کین توختن؟

بدو گفت: در شیر روغن نماند

شبان را نخواهم (بخواهم؛ نخواهم شبان را؛ شبان نیز خواهم) من از دشت راند


[ب۲۴۹۳پانوشت] پژوهندهٔ آلمانی پاسخ کیخسرو را در این بیتها که به گمان ما الحاقی است، چنین تعبیر کرده است: روغن را از شیر گرفته‌اند. یعنی مرتکب تبهکاری شده‌اند و از اینرو شبان، یعنی دشمن باید رانده شود! ولی نگارنده آنرا چنین تعبیر میکند: در گله‌ای که شبان آن چربی را از شیر میدزدد، پرورش گوسفندان چگونه ممکن است؟ باید نخست این شبان تبهکار را بیرون راند!



خالقی مطلق- یادداشت های شاهنامه-دفتر نهم-ص712

داستان سیاوخش


در بارۀ ریخت درست نام سیاوش در شاهنامه


جهاندار نامش سیاوخش کرد/ برو چرخ گردنده را بخش کرد

داستان سیاوخش بیت 68

[بیت 68 .دوم ]نام سیاوش در اوستا Syāwaršan است به معنی "مرد سیاه (جعد)". در شاهنامه سیاوخش و سیاوش آمده است. سپس‌تر در زبان فارسی این نام به سیاووش تبدیل شده است (حافظ: شرمی از مظلمهٔ خون سیاووشش باد) و همین ریخت را کاتبان در بسیار جاها بجای سیاوخش نشانیده‌اند. ولی اگر فردوسی ریخت سیاووش را بکار برده بود، به سبب کثرت قافیه آنرا فراوان در محل قافیه میاورد، ولی در چند مورد معدود که آمده است، یکی مشکوک و بقیه الحاقی‌اند. در حالیکه ریخت سیاوخش را با وجود قلّت قافیه چندین بار در محل قافیه آورده است، از جمله در همین بیت ۶۸ که سخن از تعیین نام کودک است. بنابر این دو ریخت انجامیده به waxš– و wuš– (امروزه woš–) درست، و دو ریخت انجامیده به wōš– (امروزه wūš–) و waš– نادرست‌اند. نظر نولدکه (حماسهٔ ملی ایران، ص۴۵، ح۲) که ریخت wōš– را در شاهنامه پذیرفته و waxš– را متأخّر دانسته صددرصد خطاست (ونیز ← یادداشت نگارنده، ایران‌شناسی ۱/۱۳۷۲، ص ۲۱۷–۲۱۹).



خالقی مطلق-یادادداشت ها ی شاهنامه -دفتر نهم ص 569


@shahnameh1000