در خوان پنجم می خوانیم رستم پس از گذر از تاریکی به روشنایی می رسد و پس از احساس آرامشی که به او دست می دهد نیاز به خواب و استراحت را احساس می کند:
همه، بر برش، جامه چون آب بود؛ | نیازش به آسایش و خواب بود. | |
برون کرد بَبرِ بیان از برش؛ | به خُوی غرقه گشته سر و مغفرش. | |
1310 | بگسترد هر دو برِ آفتاب؛ | به خواب و به آسایش آمد شتاب. |
در این بیت ها می خوانیم «ببر بیان » با عرق رستم ،خیس شده است . پس «ببر بیان» نمی توانست رستم را رویینه تن کند.
سجاد آیدنلو در مقاله ای در این باره به پژوهش در این باره پرداخته و نشان داده اند ببر بیان از پوست پلنگ بوده است.
مقاله را از اینجا بخوانید
درود برشما
در تارنگار خود نام باشگاه شاهنامه پژوهان ایران را به اشتباه باشگاه شاهنامه پژوهان جوان آورده اید به دلیل مهم بودن نام و هویت باشگاه سپاسگذار میشویم اگر نام درست را درج بفرمایید ...
باسپاس از شما
شادو پیروز باشید
درود بر شما
فکر می کنم ابتدا نام سایت شما باشگاه شاهنامه پژوهان جوان بود و بعد تغییر نام دادید.
به هر حال با اینکه مرتب به آن سایت می روم در کمال بی دقتی متوجه تغییر نام نشدم.
پوزش می خواهم.
نام درست نوشته شد.
سپاسگزارم