شمع جمع هوشمندان است در دیجور غم / نکته ای کز خاطر فردوسی طوسی بود
زادگان طبع پاکش جملگی حوراوشند / زاده حوراوش بود، چون مرد فردوسی بود
(منسوب به خاقانی - وفات 595 ه.ق. - نقل از مجمل فصیحی خوافی)
از نشریه جشنواره توس - 1354 به کوشش ضیاالدین سجادی
در داستان بوزرجمهر به 7 ویژگی نادان اشاره شده ، بیت ویژگی هفتم را تا 24 اردیبهشت به شماره 09163524584 بفرستید.. به مناسبت روز بزرگداشت حضرت فردوسی، با بخت آزمایی به 3 نفر از کسانیکه پاسخ درست را بفرستند شاهنامه نفیس اهدا می شود.
به شهنامه فردوسی نغز گوی / که از پیش گویندگان برد گوی
بسی یاد رزم یلان کرده بود / از این داستان یاد ناورده بود
نهالی بد این رسته هم زان درخت / شده خشک و بی بار و پژمرده سخت
من اکنون ز طبعم بهار آورم / مرین شاخ نو را به بار آورم
(اسدی طوسی - وفات 465 ه.ق. - گرشاسب نامه)
از نشریه جشنواره توس - 1354 به کوشش ضیاالدین سجادی
ادامه مطلب ...جلد نخست نامه ی باستان
ریشه یابی برخی واژگان لکی، کردی و لری خرم آبادی در زبان پهلوی
حعلی قبادی کوره خسروی:
جلد نخست نامه ی باستان
ب1) جان درپهلوی گیان giân . در کردی و لکی همین گونه تلفظ می شود.
ب4) نشان در پهلوی نیشان niŝân . در لکی و کردی نیز چنین کاربرد دارد.
ب4)گزیدن: درپهلوی wixtan به معنی چیدن و جدا کردن. در لکی با همین ریخت کاربرد دارد.
ب3) ماه : در اوستایی ماوه نگه mâwaŋga . در لکی و کردی در ریخت مانگmâŋ با "ن" غنه تلفظ
می شود.
دکتر فرهاد عزتی زاده
در جای جای از نامه نامور، یعنی شاهنامه به کلماتی بر می خوریم که در زبان کردی بصورت روزمره ازآنها استفاده می گردد.این کلمات در ادب وزبان کردی کاربرد دارند وبه گمانم از زبان کردی به دیگر زبانهای مهاجر پذیر راه یافته اند .برخودبایسته دانستم که این لغات را به دوستاران زبان کردی ارایه نمایم . می نگارم و می گویم که چنین کلماتی در شاهنامه وجود دارد و وجود اسامی و پهوانان و دیوان متعدد در شاهنامه کردی و نبود آنان در شاهنامه ای که به فارسی نوشته شده است ما را به تامل وا می دارد .پهلوانانی چون رستم یک دست و یاران وفاداری چون زرعلی و گلیم گوش و نبود این نامها در شاهنامه فردوسی بزرگ عرصه ای است که نیاز به کار ژرف تری دارد : کسی کو خرد را ندارد به پیش دلش گردد از کرده ی خویش (ریش) در زبان کردی ریش به معنی زخم است
شعر را با صدای خانم گیتی مهدوی از اینجا بشنوید
خروش فردوسی
محمد جعفر جعفرى
فردوسى و نولدکه
تئودور نولدکه( 1836- 1930 م) خاور شناس آلمانى که از یونانى مآبان معروف است و تمدن عرب را بر تمدن ایران ترجیح میدهد، به همین جهت در ادبیات عرب توغل مىورزید و با دیوان شاعران عرب انسى تمام داشت و به اعلام جغرافیائى عرب واقف بود، و تاریخ قدیم عرب را نیکو مىدانست. از خصومت با فرهنگ ایران مضایقه نورزید و بنفع روم شرقى قلم مىزد. هر خبر واحد را که بزیان ایران بود و او بر مىخورد، آن را مىپذیرفت و دستاویز قرار مىداد. بى مقدمه و بىمدرک ایرانیان را به توطئه سازى و دسیسه متهم مىکند، و نیز ایرانیان را مبالغهگو و گزافگو مىخواند. پادشاهان گذشته ایران را در بذل و بخشش و دادن صدقات به نیازمندان، ولخرج و اهل تبذیر مىگوید. وى ایرانیان را رشوه خوار و فاسد معرفى مىکند، و به دروغ گوئى متهم مىنماید و سرانجام آنان را متهم به لواط و عمل شنیع مىکند و حساب اتراک ماوراءالنهر را به حساب ایرانیان مىگذارد در حالى که در ادبیات فارسى شاهد را ترک مىخواندند:
اگر آن ترک شیرازى بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
اینها کلیاتى است که این خاور شناس مغرض به کل ایرانیان و یا گروههاى بزرگى از آنان نسبت داده است. اما درباره خصوص فردوسى پیوسته اسناد بیدقتى به او مىدهد، و از نظر تاریخى او را به اشتباه کارى در تاریخ، منسوب مىکند.
او توقع دارد که فردوسى که هزار سال پیش از او مىزیسته مورخى بسبک قرن نوزدهم باشد. اگر توقع او عملى مىشد امروز ایرانیان شاعر ملى نامدارى چون فردوسى را نداشتند. وانگهى فردوسى بارها گفته است که من از روى نسخه شاهنامه نثر( شاهنامه ابومنصور محمد) این شعرها را سرودم و ضامن دوزخ و درکش نیستم. فردوسى وقتى که داستان جنگهاى رستم را با دیوان مىگوید، احتیاط را از دست نداده و به خوانندگان اثرش مىگوید: دیو همانا آدم بد است.
تو مر دیو را مردم بد شناس کسى کو ندارد ز یزدان سپاس
هر آنکو گذشت از ره مردمى ز دیوان شمر مشمرش آدمى
خرد کو بدین گفتهها نگرود مگر نیک معنیش مى نشنود
طبیعت، هنر فردوسى و تحقیقات نولدکه را در یکنفر تاکنون جمع نکرده است.
نولدکه از اینها فراتر رفته و فردوسى را متهم مىکند که در نسخه نثر شاهنامه، موقع سرودن شعر مرتکب حذف و تغییر شده است, و حتى فرخان را که نام شهر و راز سردار دلیر خسرو پرویز است و در متن کتاب پهلوى بوده، نتوانسته درست بخواند، در نتیجه آن را بصورت( فرامین) در شعرش آورده است! از یکطرف مىگوید مسلمانان در عصر فردوسى زبان پهلوى نمیدانستند و فردوسى هم زبان پهلوى نمیدانست، اما اعضاء انجمن مأمور تدوین شاهنامه نثر ابومنصور محمد چون زردشتى بودند زبان پهلوى را مانند زبان مقدس دینى خود مىدانستند، از طرف دیگر، فردوسى را متهم مىکند که نتوانسته فرخان را در متن پهلوى بخواند و آن را فرامین خوانده است. این است خصومت یک خاور شناس مغرض و سبک وزن که قدر علم و دانش خود را نمیداند، و از حدود موازین تحقیق و اخلاق پا را فراتر مىگذارد, و در حقیقت مىخواهد با نواختن چند مشت بر برج ایفل، آن را خراب کند, ولى فردوسى برج بلند پایدار مردم ایران زمین است.
سکه ای کاندر سخن فردوسی طوسی نهاد / تا نپنداری که کس از زمره ی فرسی نشاند
اول از بالای کرسی بر زمین آمدن زمین / او دگر بارش به بالا برد و بر کرسی نشاند
(ابن یمین فریومدی- وفات 769 ه.ق.)
از نشریه جشنواره توس - 1354 به کوشش ضیاالدین سجادی
ادامه مطلب ...به میلاد بسپرد ایران زمین، کلید درِ گنج و گاه و دین
از داستان رفتن کاوس به مازندران
میلاد از سرداران ایرانی است و بابِ گرگین.«میلاد» ریختی است دیکر از «مهرداد»، یا به سخنی باریکتر،«مهراد» این ریختِ نام نیز روایی داشته است؛
در «مهراد» ه به ی و ر به ل دیگر گشته است و ازآن «میلاد» برآمده است.
این نام که در پهلوی مثره دات mithradat بوده است و به معنی آفریدۀ مهر، در تازی «ملاذ» گردیده است.
بنیاد شهر ساوه را به این پهلوان باز خوانده اند؛ از این روی ساوه را «میلاذ گرد» یا «میلاذجرد» نیز نامیده اند.
نامۀ باستان جلد دو- صفحه361
ادامه مطلب ...
حسین مسرور در ظهیرالدوله
1347-1269
عکس از: اینجا
کجا خفته ای، ای بلند آفتاب / برون آی و بر فرق گردون بتاب
نه اندر خور توست روی زمین / زجا خیز و بر چشم دوران نشین
کجا ماندی ای روح قدسی سرشت / به چارم فلک یا به هشتم بهشت؟
به یک گوشه از گیتی آرام تست / همه گیتی آکنده از نام تست
چو آهنگ شعر تو آید به گوش / به تن خون افسرده آید به جوش
ز شهنامه گیتی پر آوازه است / جهان را کهن کرد و خود تازه است
تو گفتی: "جهان کرده ام چون بهشت / ازین بیش تخم سخن کس نکشت"
ز جا خیز و بنگر کز آن تخم پاک / چه گل ها دمیده است برطرف خاک
نه آن گل که در مهرگان پژمرد / نخندیده بر شاخ، بادش برد
نه جور خزان دیده گلزار او / نه بر دست گلچین شده خار او
(حسین مسرور - وفات 1347 ه.ش. شعر فردوسی نامه - راز الهام)
از نشریه جشنواره توس - 1354 به کوشش ضیاالدین سجادی
ادامه مطلب ...