سلیمان راوندی و فردوسی

".... و نام نیک مطلوب جهانیان است، و در شاهنامه که شاه نامه ها و سر دفتر کتاب هاست، مگر بیشتر از هزار بیت مدح نیکو نامی و دوستکامی است."


(محمدبن علی بن سلیمان راوندی - راحه الصدور - تاریخ تالیف 559 تا 603 ه.ق.)

 از نشریه جشنواره توس - 1354 به کوشش ضیاالدین سجادی

نظامی و فردوسی

سخنگوی پیشینه دانای طوس / که آراست روی سخن چون عروس

در آن نامه کان گوهر سفته راند / بسی گفتنی های ناگفته ماند

اگر هرچه بشنیدی از باستان / بگفتی، دراز آمدی داستان

نگفت آنچه رغبت پذیرش نبود / همان گفت کز وی گریزش نبود

دگر از پی دوستان توشه کرد / که حلوا به تنها نشایست خورد

نظامی که در رشته گوهر کشید / قلم دیده ها را قلم در کشید

به ناسفته دری که در گنج یافت / ترازوی خود را گهر سنج یافت

شرفنامه را فرخ آوازه کرد / حدیث کهن را بدو تازه کرد


(نظامی گنجوی - وفات 614 ه.ق. - شرف نامه)

 از نشریه جشنواره توس - 1354 به کوشش ضیاالدین سجادی

خاقانی و فردوسی

شمع جمع هوشمندان است در دیجور غم / نکته ای کز خاطر فردوسی طوسی بود

زادگان طبع پاکش جملگی حوراوشند / زاده حوراوش بود، چون مرد فردوسی بود


(منسوب به خاقانی - وفات 595 ه.ق. - نقل از مجمل فصیحی خوافی)

 از نشریه جشنواره توس - 1354 به کوشش ضیاالدین سجادی

مسابقه در وبلاگ شاهنامه خوانان آغاجاری

آورد شماره 13 پیام فردوسی


در داستان بوزرجمهر به 7 ویژگی نادان اشاره شده ، بیت ویژگی هفتم را تا 24 اردیبهشت به شماره  09163524584 بفرستید.. به مناسبت روز بزرگداشت حضرت فردوسی، با بخت آزمایی به 3 نفر از کسانیکه پاسخ درست را بفرستند شاهنامه نفیس اهدا می شود.


به وبلاگ شاهنامه خوانان آغاجاری بروید و بیشتر با این انجمن شاهنامه پژوه آشنا شوید

اسدی طوسی و فردوسی

به شهنامه فردوسی نغز گوی  /  که از پیش گویندگان برد گوی

بسی یاد رزم یلان کرده بود /  از این داستان یاد ناورده بود

نهالی بد این رسته هم زان درخت  /  شده خشک و بی بار و پژمرده سخت

من اکنون ز طبعم بهار آورم  /  مرین شاخ نو را به بار آورم


(اسدی طوسی - وفات 465 ه.ق. - گرشاسب نامه)

 از نشریه جشنواره توس - 1354 به کوشش ضیاالدین سجادی

ادامه مطلب ...

ریشه یابی برخی واژگان لکی، کردی و لری خرم آبادی در زبان پهلوی


حعلی قبادی کوره خسروی: 

                                 جلد نخست نامه ی باستان


 

ریشه یابی برخی واژگان لکی، کردی و لری خرم آبادی در زبان پهلوی


حعلی قبادی کوره خسروی:


                               جلد نخست نامه ی باستان


ب1) جان درپهلوی گیان   giân  . در کردی و لکی همین گونه تلفظ می شود.


ب4) نشان در پهلوی نیشان  niŝân . در لکی و کردی نیز چنین کاربرد دارد.


 ب4)گزیدن: درپهلوی wixtan به معنی چیدن و جدا کردن. در لکی با همین ریخت کاربرد دارد.


ب3) ماه : در اوستایی ماوه نگه mâwaŋga . در لکی و کردی در ریخت مانگmâŋ با "ن" غنه تلفظ

 می شود.


ادامه مطلب ...

شاهنامه فردوسی و واژگان کُردی

دکتر  فرهاد عزتی زاده
در جای جای از نامه نامور، یعنی شاهنامه به کلماتی بر می خوریم که در زبان کردی بصورت روزمره ازآنها استفاده می گردد.این کلمات در ادب وزبان کردی کاربرد دارند وبه گمانم از زبان کردی به دیگر زبانهای مهاجر پذیر راه یافته اند .برخودبایسته دانستم که این لغات را به دوستاران زبان کردی ارایه نمایم . می نگارم و می گویم که چنین کلماتی در شاهنامه وجود دارد و وجود اسامی و پهوانان و دیوان متعدد در شاهنامه کردی و نبود آنان در شاهنامه ای که به فارسی نوشته شده است ما را به تامل وا می دارد .پهلوانانی چون رستم یک دست و یاران وفاداری چون زرعلی و گلیم گوش و نبود این نامها در شاهنامه فردوسی بزرگ عرصه ای است که نیاز به کار ژرف تری دارد : کسی کو خرد را ندارد به پیش دلش گردد از کرده ی خویش (ریش) در زبان کردی ریش به معنی زخم است

ادامه مطلب ...

فریدون مشیری و فردوسی

شعر را با صدای خانم گیتی مهدوی از اینجا بشنوید





خروش فردوسی


هنوز یادم هست :
چهارسالم بود ،
که با نوازش « سیمرغ »
به خواب می رفتم .
به بانگ شیهه ی « رخش » ،
ز خواب می جستم .
چه مایه شوق به دیدار موی زالم بود !
ادامه مطلب ...

فردوسی و نولدکه-محمد جعفر جعفرى‏

محمد جعفر جعفرى‏

فردوسى و نولدکه‏

تئودور نولدکه( 1836- 1930 م) خاور شناس آلمانى که از یونانى مآبان معروف است و تمدن عرب را بر تمدن ایران ترجیح میدهد، به همین جهت در ادبیات عرب توغل مى‏ورزید و با دیوان شاعران عرب انسى تمام داشت و به اعلام جغرافیائى عرب واقف بود، و تاریخ قدیم عرب را نیکو مى‏دانست. از خصومت با فرهنگ ایران مضایقه نورزید و بنفع روم شرقى قلم مى‏زد. هر خبر واحد را که بزیان ایران بود و او بر مى‏خورد، آن را مى‏پذیرفت و دستاویز قرار مى‏داد. بى مقدمه و بى‏مدرک ایرانیان را به توطئه سازى و دسیسه متهم مى‏کند، و نیز ایرانیان را مبالغه‏گو و گزاف‏گو مى‏خواند. پادشاهان گذشته ایران را در بذل و بخشش و دادن صدقات به نیازمندان، ولخرج و اهل تبذیر مى‏گوید. وى ایرانیان را رشوه خوار و فاسد معرفى مى‏کند، و به دروغ گوئى متهم مى‏نماید و سرانجام آنان را متهم به لواط و عمل شنیع مى‏کند و حساب اتراک ماوراءالنهر را به حساب ایرانیان مى‏گذارد در حالى که در ادبیات فارسى شاهد را ترک مى‏خواندند:

اگر آن ترک شیرازى بدست آرد دل ما را            به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

این‏ها کلیاتى است که این خاور شناس مغرض به کل ایرانیان و یا گروه‏هاى بزرگى از آنان نسبت داده است. اما درباره خصوص فردوسى پیوسته اسناد بیدقتى به او مى‏دهد، و از نظر تاریخى او را به اشتباه کارى در تاریخ، منسوب مى‏کند.

او توقع دارد که فردوسى که هزار سال پیش از او مى‏زیسته مورخى بسبک قرن نوزدهم باشد. اگر توقع او عملى مى‏شد امروز ایرانیان شاعر ملى نامدارى چون فردوسى را نداشتند. وانگهى فردوسى بارها گفته است که من از روى نسخه شاهنامه نثر( شاهنامه ابومنصور محمد) این شعرها را سرودم و ضامن دوزخ و درکش نیستم. فردوسى وقتى که داستان جنگ‏هاى رستم را با دیوان مى‏گوید، احتیاط را از دست نداده و به خوانندگان اثرش مى‏گوید: دیو همانا آدم بد است.

تو مر دیو را مردم بد شناس            کسى کو ندارد ز یزدان سپاس‏

هر آنکو گذشت از ره مردمى            ز دیوان شمر مشمرش آدمى‏

خرد کو بدین گفته‏ها نگرود            مگر نیک معنیش مى نشنود

طبیعت، هنر فردوسى و تحقیقات نولدکه را در یکنفر تاکنون جمع نکرده است.

نولدکه از این‏ها فراتر رفته و فردوسى را متهم مى‏کند که در نسخه نثر شاهنامه، موقع سرودن شعر مرتکب حذف و تغییر شده است, و حتى فرخان را که نام شهر و راز سردار دلیر خسرو پرویز است و در متن کتاب پهلوى بوده، نتوانسته درست بخواند، در نتیجه آن را بصورت( فرامین) در شعرش آورده است! از یکطرف مى‏گوید مسلمانان در عصر فردوسى زبان پهلوى نمیدانستند و فردوسى هم زبان پهلوى نمیدانست، اما اعضاء انجمن مأمور تدوین شاهنامه نثر ابومنصور محمد چون زردشتى بودند زبان پهلوى را مانند زبان مقدس دینى خود مى‏دانستند، از طرف دیگر، فردوسى را متهم مى‏کند که نتوانسته فرخان را در متن پهلوى بخواند و آن را فرامین خوانده است. این است خصومت یک خاور شناس مغرض و سبک وزن که قدر علم و دانش خود را نمیداند، و از حدود موازین تحقیق و اخلاق پا را فراتر مى‏گذارد, و در حقیقت مى‏خواهد با نواختن چند مشت بر برج ایفل، آن را خراب کند, ولى فردوسى برج بلند پایدار مردم ایران زمین است.

برداشت از اینجا

ابن یمین فریومدی و فردوسی

سکه ای کاندر سخن فردوسی طوسی نهاد / تا نپنداری که کس از زمره ی فرسی نشاند

اول از بالای کرسی بر زمین آمدن زمین / او دگر بارش به بالا برد و بر کرسی نشاند


(ابن یمین فریومدی- وفات 769 ه.ق.)

 از نشریه جشنواره توس - 1354 به کوشش ضیاالدین سجادی

ادامه مطلب ...