X
تبلیغات
رایتل

آیا رستم چهره ای تاریخی است یا ساخته و پرداخته ذهن حماسه سرایان؟

دوشنبه 28 مهر‌ماه سال 1393

مریم دارا:

«بسیاری دوست دارند از آن رو که رستم در شاهنامه جایگاه ویژه دارد و در نزد ایرانیان گرامی است، او را مردی(شخصیتی) تاریخی بدانند؛ برای نمونه، می­توان به «هرتسفلد» اشاره کرد که رستم را «سورن اشکانی» می­نامد یا «مارکوارت» او را «گندفر»، پادشاه سیستان در سده­ ی نخست پیش از میلاد، می­خواند؛ اما کسانی هم­چون شادروان استاد مهرداد بهار گمان می­برند که رستم پهلوان اساتیر قوم سکایی بوده است و با درآمیختن سکاها با ایرانیان، این چهره وارد افسانه ­های ملی ایران می­شود. بهار همسانی میان رستم با استوره ­های هندی، همچون «کریشنه»، را نیز در نظر می­گیرد. اما از تمام اینها که بگذریم، من از آن دست کسانی هستم که حماسه ­ها را تکامل­ یافته ­ی استوره ­های هر ملتی می­دانند؛ پس از آنجا که در استوره­ ها خدایان نقش اول را بازی می کنند، باید در حماسه ­ها این نقش به پهلوانان که باورپذیرترند، برسد؛ بنابراین، چنین گمان می­رود که رستم تغییرشکل­ یافته ­ی خدایانی باشد که خویشکاری نبرد و پیروزی داشته ­اند. بهترین نمونه­ ی این­گونه خدایان در ایران، ایزد بهرام است؛ ولی فراموش نکنیم که حماسه ­ها باید باور­پذیر باشند؛ از این رو، رستم از جایگاه خدایی و کارهای فرازمینی خود پایین می­آید و تبدیل به انسان و پهلوانی بی ­همتا در ایران ­زمین می­شود.»

http://dadaran.blogfa.com/post-499.aspx